خاله قابلمه

  • 1 قطعه
  • 1:56 مدت زمان
  • 9 دریافت شده
یه شعر برای قابلمه‌ی ما.
یکی بود، یکی نبود
زیر گنبد کبود
خاله قابلمه درش رو بسته بود
روی آتیشای گاز نشسته بود
می‌پزید یه مرغ لخت
می‌پزید که نه، می‌پخت

کاسه‌ها و بشقابا شب اومدن
با قاشق چنگالاشون هی در زدن

تا بشن مهمون خاله قابلمه
بخورن مرغ و پلو یه عالمه

این شعر از کتاب «گلی بود گلی نبود» از انتشارات کتاب نبات انتخاب شده است.

آهنگ ها

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

دسترسی سریع