گروه سرود «نغمههای آسمانی» کانون حضرت علی اکبر(ع) اراک، «قصه موشک» را برای نوزاد سهروزهٔ امرآباد اجرا کردند.
لالا، لالا، لالا، لالا، لالایی
شده برگ گل یاسم حنایی
دوباره چشماتو وا کن که مادر
برات لالایی میخونه، کجایی؟
غم تو واسه ما لطف خدا بود
که هرآیینه با تو آشنا بود
تو رو واسه پریدن برگزیدن
اگه اسم قشنگت «مجتبی» بود
سه روز بود ای گل باغ بهارم
که شد خندهت خوشیِ روزگارم
شدی داروندارم...، اما دیدم
که تو نیستی و من چیزی ندارم
بخواب ای عیدی نوروز مادر
که میشد با تو عید هرروز مادر
به یاد خونهی مولامون، امروز
تموم خونهمون میسوزه مادر
طلوع چشم تو جون پدر بود
ولی عزم تو از اول سفر بود
چه فرقی داره موشک با سهشعبه
غم تو کربلای شعلهور بود!
اگرچه کشتن کودک گناهه
همیشه لشکر شیعه تو راهه
توی هر سن و سالی داره سرباز
سهروزه، چهارهفته، شیشماهه
لالا، لالا، لالا، لالا، لالایی
شده برگ گل یاسم حنایی
دوباره چشماتو وا کن که مادر
برات لالایی میخونه، کجایی؟
غم تو واسه ما لطف خدا بود
که هرآیینه با تو آشنا بود
تو رو واسه پریدن برگزیدن
اگه اسم قشنگت «مجتبی» بود
سه روز بود ای گل باغ بهارم
که شد خندهت خوشیِ روزگارم
شدی داروندارم...، اما دیدم
که تو نیستی و من چیزی ندارم
بخواب ای عیدی نوروز مادر
که میشد با تو عید هرروز مادر
به یاد خونهی مولامون، امروز
تموم خونهمون میسوزه مادر
طلوع چشم تو جون پدر بود
ولی عزم تو از اول سفر بود
چه فرقی داره موشک با سهشعبه
غم تو کربلای شعلهور بود!
اگرچه کشتن کودک گناهه
همیشه لشکر شیعه تو راهه
توی هر سن و سالی داره سرباز
سهروزه، چهارهفته، شیشماهه



کاربر مهمان
کاربر مهمان