خیر و شر

خیر و شر

  • 4 قطعه
  • 36:13 مدت زمان
  • 2423 دریافت شده
نویسنده: نظامی گنجه ای
کارگردان:
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: کودک
خیر و شر، با هم رفیق بودند. آنها با هم به سفر رفتند.

خیر در راه تشنه شد. شر او را تنها و بیمار در بیابان رها کرد.
از بخت خوش، چوپانی توانگر، خیر را در بیابان پیدا کرد و او را به خانه برد. چوپان با دخترش برگ درخت کهن را چیدند و با آن خیر را درمان کردند.
خیر، کم کم به دختر چوپان علاقمند شد اما با خود فکر کرد که چوپان مالدار است و او فقیر. شاید دخترش را به او ندهد ...

از ایرانصدا بشنوید

تو نیکی میکن و در دجله انداز

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

2

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

دیدگاه خود را بنویسید نقد و نظر

  • کاربر مهمان
    مگه چشماش در نیومده بود؟ بعد چه جوری با گیاه خوب شد؟دوباره چشم درآورد؟
  • کاربر مهمان
    خیلی داستان آموزنده و عالی بود من واقعاً از این داستان بهتر ندیده بودم ممنونم
  • کاربر مهمان
    من شب ها داستان گوش میدهم من این داستان را دوست دارم ✔️
  • کاربر مهمان
    داستان جالب و آموزنده ای بود‌؛ ولی اینکه چشمان آدم از کاسه در بیاید و دوباره برگردد کمی ناجور است
  • کاربر مهمان
    عالی
  • کاربر مهمان
    خوب بود
  • کاربر مهمان
    هی بدک نی
  • کاربر مهمان
    داستان خیلی خوبیه . من فکر میکنم فقط چشم هاشو مجروح کرد که با گیاه خوب شد.
  • کاربر مهمان
    بسیار زیبا
  • کاربر مهمان
    من عاشق این داستانم
  • کاربر مهمان
    اونایی که میگن چطوری چشم هاش برگشت خب داستانه دیگه
  • کاربر مهمان
    موافقم
  • کاربر مهمان
    من از داستان خیر و شر خیلی خوشم اومد دستتون درد نکنه
  • کاربر مهمان
    داستان خیلی خوب
  • کاربر مهمان
    کسانی که میگویند چشم هایش چجوری خوبشد چشمهایش را پیوند زد دیگه نمیدونم چجوری این علم وجود داشت
  • کاربر مهمان
    کاربر مهمان
    کساني که ميگويند چشم هايش چجوري خوبشد چشمهايش را پيوند زد ديگه نميدونم چجوري اين علم وجود داشت
    ممنون از جواب خوبت... تو افسانه ها اتفاق های محیرالعقول میفته دیگه!
  • کاربر مهمان
    سلام قصه ی شما بد آموزی نداشت آفرین
  • کاربر مهمان
    من که دوست داشتم
  • کاربر مهمان
    👍👌من دوست داستم👌👍
  • کاربر مهمان
    به همه اعتماد نکنیم

تصاویر

دسترسی سریع