هفت خوان اسفندیار جلد سوم

هفت خوان اسفندیار جلد سوم

  • 2 قطعه
  • 8:05 مدت زمان
  • 600 دریافت شده
راوی: پیمان قریب پناه
قالب: روایی
دسته‌بندی: کودک
هفت خان اسفندیار سفری پر ماجرا است که اسفندیار قصد رهاندن خواهرانش همای و به‌آفرید را از کشور بیگانه دارد. اسفندیار باید از هفت خطر عمده عبور نموده تا به مقصد نهایی یعنی رویین‌دژ برسد.

اسفندیار ، گرگسار را فراخواند و منزل بعدی را پرسید. گرگسار گفت: در منزل بعد با زن جادوگر روبرو میشوی. او اگر بخواهد بیابان را چون دریا می کند و شاهان او را غول می نامند. بهتر است برگردی و به جوانی خودت رحم کنی. اما اسفندیار نپذیرفت و وقتی شب شد سپاه حرکت کرد و صبحگاه اسفندیار سپاه را به پشوتن سپرد و خود حرکت کرد و با خود جام می و طنبور برد. بیشه ای چون بهشت دید که درختان بسیار داشت و در جوی هایش گلاب روان بود، پس لب چشمه نشست و به طنبور زدن مشغول شد. زن جادوگر صدایش را شنید و با همه زشترویی خود را به صورت زیبایی درآورد و به نزد اسفندیار رفت. اسفندیار به بازویش زنجیری داشت که زردشت از بهشت آورده بود، آن را به گردن انداخت و به زن جادوگر گفت : تو بر من چیره نمی شوی پس صورت اصلیت را نشان بده . ناگاه پیرزنی سیاه چهره دید پس خنجر را بر سرش فرود آورد.

کتاب"هفت خوان اسفندیار" در شبکه ر ادیویی ایرانصدا به تهیه کنندگی آتی جان افشان تهیه و تولید شده است.

از ایرانصدا بشنوید

خوان زن جادو یکی از خوان های مهم هفت خوان اسفندیار بود، که او به خوبی از پس این خوان برآمد.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

2

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

دیدگاه خود را بنویسید نقد و نظر

  • کاربر مهمان
    عالیه
  • کاربر مهمان
    عالی
  • کاربر مهمان
    خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد عالی بود

تصاویر

دسترسی سریع