دختر قهرمان جلد دوم

دختر قهرمان جلد دوم

  • 2 قطعه
  • 9:48 مدت زمان
  • 114 دریافت شده
راوی: نسا جابرابن انصاری
قالب: روایی
دسته‌بندی: کودک
افراد دژ وقتی آگاه شدند که هژیر اسیر است، نگران و افسرده شدند. وقتی گرد آفرید از موضوع آگاه شد خود را آماده نبرد کرد و گیسوانش را زیر زره مخفی کرد و جنگجو طلبید.

سهراب به جنگش آمد . ابتدا گردآفرید او را تیرباران کرد و سپس با نیزه باهم جنگیدند و گردآفرید نیزه‌ای به سهراب پرتاب کرد. سهراب خشمناک جلو آمد و با نیزه به کمربند گردآفرید زد و زره او را درید .گردآفرید تیغ کشید اما سهراب نیزه او را به دونیم کرد و خشمناک خود را از سرش درآورد به ناگاه گیسوان دختر پریشان شد .

سهراب جا خورد و شگفت‌زده شد و با خود گفت: زنان ایرانی که این‌چنین هستند پس مردانشان چه هستند ؟ پس او را با بند بست و گفت که سعی نکن از من بگریزی. چرا با من قصد جنگ کردی ؟ تاکنون شکاری چون تو به دامم نیفتاده بود.

گردآفرید به او گفت : ای دلیر دو لشکر نظاره‌گر ما هستند پس تو برای من ننگ و عیب مخواه. سهراب با او تا در دژ آمد و او را آزاد کرد.



کتاب"دختر قهرمان" در شبکه رادیوی ایرانصا به تهیه کنندگی آتی جان افشان تهیه و تولید شده است.

از ایرانصدا بشنوید

سهراب با یارانش به دژ سپید حمله کرد، اما نتوانست هیچ کدام از ساکنان دژ را اسیر کند. بنظر شما اهالی دژ سپید چگونه از دست سهراب گریخته بودند؟

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

2

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

دیدگاه خود را بنویسید نقد و نظر

    تا کنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

دسترسی سریع