دیوانه و پادشاه

دیوانه و پادشاه

  • 2 قطعه
  • 11:19 مدت زمان
  • 145 دریافت شده
راوی: اردشیر منظم
قالب: روایی
دسته‌بندی: کودک
مرد دیوانه‌ای وارد شهری شد. کودکان به دیوانه سنگ می‌زدند... .

بزرگ‌‌ترها هم به سنگ زدن بچه‌‌ها می‌‌‌خندیدند. دیوانه‌‌ی بیچاره امنیت و آرامش نداشت.
مرد دیوانه یک روز راهش را کشید و وارد قصر امیر شد. از آنجایی که بی‌‌آزار و آرام بود، کسی هم با او کاری نداشت. او رفت و رفت تا نزدیک تخت امیر شد.
امیر روی تخت خوابیده بود و تن چاقش را به زحمت حرکت می‌داد... .

از ایرانصدا بشنوید

حکایت «دیوانه و پادشاه» برداشتی از مصیبت‌‌‌نامه‌‌ی عطار نیشابوری، شاعر دل‌‌‌آگاهِ بزرگ ایرانیه. آسیه حیدری شاهی‌‌‌سرایی این حکایت را بازنویسی کرده و استاد اردشیر منظم آن را به‌‌‌زیبایی برای شما روایت کرده است.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

2

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

دیدگاه خود را بنویسید نقد و نظر

  • کاربر مهمان
    به نظرمن که بدنبود
  • کاربر مهمان
    نه اشتباه گفتم، کلأعالی بود
  • کاربر مهمان
    من اولین آدمی هستم که این قصه ی « دیوانه وپادشاه» را دید یعنی نظر داد.
  • کاربر مهمان
    زهرای کاربر میهمان منم اعلاییه

تصاویر

دسترسی سریع