آسیابان و مرد زورگو

آسیابان و مرد زورگو

  • 2 قطعه
  • 11:04 مدت زمان
  • 576 دریافت شده
کارگردان:
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: کودک
در زمان های قدیم، مردی زورگو بود که هر چه دلش می خواست انجام می داد.

همسر این مرد زورگو داد و فریاد کنان به او گفت: هر چه زودتر از خانه برو بیرون و گندم را به آسیاب ببر تا آسیابان آن را آرد کند.
اما مرد گفت من می خوابم و بعد از ظهر به آسیاب می روم بدون نوبت گندم ها را به آسیابان می دهم.
مرد زورگو به آسیاب رفت و بدون توجه به نوبت جلوی صف رفت و گندم ها را زمین گذاشت. همه ی مردم ناراحت و عصبانی شدند. اما مرد زورگو گوشش بدهکار نبود که نبود ...

از ایرانصدا بشنوید

این قصه برای دبستانی ها مناسب است

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

2

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

دیدگاه خود را بنویسید نقد و نظر

    تا کنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

دسترسی سریع