زن خوب

زن خوب

  • 2 قطعه
  • 10:15 مدت زمان
  • 305 دریافت شده
کارگردان:
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: کودک
زن و مرد فقیر و بی چیزی بودند که هیچ چیز برای ادامه زندگی نداشتند

مرد که اسمش سیامک بود خیلی ناراحت بود. به زنش گفت که دیگر چیزی برایشان نمانده.
همسرش به او گفت: ناراحت نشو. بیا لباس عروسیه مرا بفروش و با پول آن برای خودت کار و کاسبی راه بیانداز.
در راه بازار، کشاورزی از لباس عروس خوشش آمد و به جای لباس به سیامک یک گاو بزرگ داد ...

از ایرانصدا بشنوید

این داستان برای کودکان سال آخر دبستان مناسب است

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

2

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

دیدگاه خود را بنویسید نقد و نظر

    تا کنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

دسترسی سریع