روباه و خروس

  • 1 قطعه
  • 19:17 مدت زمان
  • 281 دریافت شده
خروسی بود زرنگ و باهوش که چند مرتبه از دست روباه فرار کرده بود. روزی در بیرون ده مشغول دانه چینی بود که از دور مشاهده کرد روباهی به سمتش بدو بدو می‌اید.
خروس نتوانست بگریزد و خود را به ده برساند. مجبور به بالای درخت نارون کهنسالی که در آن نزدیکی بود پرید. روباه پائین درخت آمد و گفت:ای خروس! به چه دلیل تا مرا دیدی بالای درخت پریدی؟
خروس گفت: پس می خواستی بیایی و دست به گردنت شوم.

گفت:اره مگر خبر نداری؟ که پادشاه توی بازار و کوی و برزن جارچی فرستاده است که تا باد به پرچم ما می خورد اصلاً جنبده و جانوری نباید به زیر دست و ضعیف تر از خود ظلم کند، باید از این پس گرگ و میش از یک چشمه آب بخورند و کفتر و باز توی یک لانه بخوابند.

الان تو هم باید بیایی پائین پا به پا با هم گردش کنیم.

داستان"روباه و خروس " در شبکه رادیویی ایرانصدا به تهیه کندگی آتی جان افشان تهیه و تولید شده است.

صداها

اطلاعات تکمیلی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    خیلی خوب بود خواهرم عاشقشه....عاشق این مجموعه..ممنون ی.س.ح
  • کاربر مهمان
    با سلام عالی بوددددد
  • کاربر مهمان
    خیلی اموزنده بود
  • کاربر مهمان
    دختر من اهنگتون رو حفظ بود و به من میگفت سرزمین معما رو بیار ولی هر چی سرچ کردم نیومد بعدش دیدم اسمش سرزمین اسرار امیزه
  • کاربر مهمان
    خیلی عالیه.🐆🐆🐆🐯🐯🐯
  • کاربر مهمان
    با سلام خیلی خیلی خیلی عالی بود.🎠🎠🎠
  • کاربر مهمان
    چه باهال بووووووووود😜
  • کاربر مهمان
    سلام
  • کاربر مهمان
    سلام
  • کاربر مهمان
    چراغ راهنمایی
  • کاربر مهمان
    سلام
  • کاربر مهمان
    باد
  • کاربر مهمان
    🐯🐯🐯🐆🐆🐆
دسترسی سریع