پرآبی

  • 1 قطعه
  • 14:23 مدت زمان
  • 143 دریافت شده
پر آبی یک پرنده بود که باران را دوست نداشت.
وقتی باران می آمد او دلخور می شد و می رفت می خوابید.
پرآبی باید به جنگل بزرگ می رفت اما ناگهان ابرهای باران زا در آسمان پیدا شدند. او تند تند پر می زد تا زودتر به جنگل برسد. اما کلاغ به او اجازه نداد ...

صداها

اطلاعات تکمیلی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    ممنون خیلی خوب بود . هرشب بذارید
  • کاربر مهمان
    عالیییییییییییییییییییی است
  • کاربر مهمان
    سلام ممنون از شما خانم نشیبا شما خیلی خوب قصه می گویید
  • کاربر مهمان
    من سلما مشتاق هستم ممنون خدانگهدار
دسترسی سریع