شب رویایی برنامه ایه که هم زمان از اپلیکیشن و سایت ایرانصدا و شبکه تلویزیونی پویا قابل دسترسه. شما می تونید این برنامه رو از ایرانصدا بشنوید و یا از ساعت 9:30 تا 10در شبکه پویا ببینید... با شب رویایی همراه باشید.
کوچولوهای نازنین و دوست داشتنی سلام
براتون یه عالمه قصه و لالایی داریم
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصه ها سفر می کنیم.
همراه شماییم با برنامه شنیدنی «شب رویایی»
****
⭕️ پیرهن گلک
گلک، دلش می خواست که مادرش هر چه زودتر پیراهنش را بدوزد.
دخترک پیراهنش را پوشید و به سمت چشمه رفت تا در آب چشمه خودش را ببیند.
قورباغه ای در آنجا بود که خیلی قورقور می کرد. دختر کوچولو ناراحت شد و پرسید: چرا گریه می کنی؟
قورباغه گفت که خال های بدنش ریخته و او ناراحت است گلک، باید برای قورباغه کاری می کرد ...
⭕️ قصه ی کلاه پدربزرگ
یک روز که پنجره باز بود باد کلاه پدربزرگ را با خود برد.
باد، های و هوی کنان کلاه را با خود برد. کلاه در دست های باد، چرخید و چرخید تا این که به باغچه ی پر از گل رسید.
موش کوچولو دوید و رفت زیر کلاه پنهان شد. گربه چاقه همه جا را گشت اما موش کوچولو را پیدا نکرد ...
⭕️ میمون کوچولو در اتوبوس حیوانات
توی جنگل سرسبز، حیوونها از تنهی یه درخت بزرگ برای خودشون یه اتوبوس درست کرده بودن و سوار اون میشدن. هرکسی برای سوار شدن باید از آقا خرسه بلیت میگرفت و به جاش چیزی به آقا خرسه میداد. مثلاً خانم گربه یه تیکه گوشت آورد؛ خرگوش کوچولو یه دسته قارچ؛ اما میمون کوچولو چی؟
*******
ادامه این داستان ها رو می تونید توی این قسمت از برنامه بشنوین پس بیاین با هم بریم سراغ برنامه خودتون، شب رویایی
برنامه «شب رویایی» به تهیه کنندگی آتی جان افشان در شبکه رادیویی ایرانصدا تهیه و تولید شده است
کوچولوهای نازنین و دوست داشتنی سلام
براتون یه عالمه قصه و لالایی داریم
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصه ها سفر می کنیم.
همراه شماییم با برنامه شنیدنی «شب رویایی»
****
⭕️ پیرهن گلک
گلک، دلش می خواست که مادرش هر چه زودتر پیراهنش را بدوزد.
دخترک پیراهنش را پوشید و به سمت چشمه رفت تا در آب چشمه خودش را ببیند.
قورباغه ای در آنجا بود که خیلی قورقور می کرد. دختر کوچولو ناراحت شد و پرسید: چرا گریه می کنی؟
قورباغه گفت که خال های بدنش ریخته و او ناراحت است گلک، باید برای قورباغه کاری می کرد ...
⭕️ قصه ی کلاه پدربزرگ
یک روز که پنجره باز بود باد کلاه پدربزرگ را با خود برد.
باد، های و هوی کنان کلاه را با خود برد. کلاه در دست های باد، چرخید و چرخید تا این که به باغچه ی پر از گل رسید.
موش کوچولو دوید و رفت زیر کلاه پنهان شد. گربه چاقه همه جا را گشت اما موش کوچولو را پیدا نکرد ...
⭕️ میمون کوچولو در اتوبوس حیوانات
توی جنگل سرسبز، حیوونها از تنهی یه درخت بزرگ برای خودشون یه اتوبوس درست کرده بودن و سوار اون میشدن. هرکسی برای سوار شدن باید از آقا خرسه بلیت میگرفت و به جاش چیزی به آقا خرسه میداد. مثلاً خانم گربه یه تیکه گوشت آورد؛ خرگوش کوچولو یه دسته قارچ؛ اما میمون کوچولو چی؟
*******
ادامه این داستان ها رو می تونید توی این قسمت از برنامه بشنوین پس بیاین با هم بریم سراغ برنامه خودتون، شب رویایی
برنامه «شب رویایی» به تهیه کنندگی آتی جان افشان در شبکه رادیویی ایرانصدا تهیه و تولید شده است
صداها
-
عنوانزماندریافت
-
28:02
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

