پسر یکی یکدانه ی گلی خانوم به شهر رفته بود.
گلی خانوم دلش برای پسرش تنگ شده بود.
سال نو نزدیک بود و گلی هم دست به کار شد تا سمنوی شب عیدش را درست کند ...
گلی خانوم دلش برای پسرش تنگ شده بود.
سال نو نزدیک بود و گلی هم دست به کار شد تا سمنوی شب عیدش را درست کند ...
صداها
-
عنوانزماندریافت
-
9:06



کاربر مهمان
کاربر مهمان