ترانههای کودکانهی برنامهی «پنجره های شادی»
آهنگ ها
-
عنوانزماندریافت
-
2:42جنگلو من از اینجا باز می بینم دوبارههر کسی توی جنگلمشغول کار و بارههسته های درخشان همیشه شاد و خنداندوست داره اون گلا روآب می پاشه تو گلدوناونجا نشسته دکتربا روپوش تمیزشیه گوشی و یه تب گیرگذاشته روی میزشزبل که بازیگوشههمیشه رو تابهکدوی تنبل مابازم به فکر خوابهسنجاب ریزه میزههمش به فکر گردوبا اینکه یک عالمهگردو تو انبار اوستخیره می خواد بخونهولی صداش خرابهصداش نمی گذارهکه همسایه ش بخوابهبوبو داره یه گل می کارهدادا برای بوبو با سطلش آب میاره
-
2:14ابری شده آسمونباز داره بارون میادپاییز رسیده از راهبا ابر و بارون و بادکلاغه می گه قار و قارزبل به اون می خندهکدو لجش می گیرهپنجره رو می بندهبا زنگ یک دبستانکدو پریده از خوابزبل تو دستش دارهدفتر و کیف و کتابمدرسه ها وا شدهشلوغ شده کوچه هادوباره تو مدرسهصف کشیدن بچه هامیاد دوباره سرمابارون می باره جرجرباد با خودش میاره ابر سیاه بیشتر
-
2:06وقتی که شب می خوابی بالش سر نداریدمت که خیلی نرمه زیر سرت می ذاریتیغه که لای موهات قایم شده حسابیفرو می ره تو پوستت نمی ذاره بخوابیمی شینه تو تارکی می کشی رو دمت دستتیغه با دستای تو پیدا می شه هر جا هستریگ اگه رفت تو کفشت پوست تو زود چی می گهدیگه نرو جلوتر تو کفش تو یه ریگهپوست لب تو می خواد مواظب تو باشهزود خبرت می کنم وقتی که داغه آشتپوست تو خوب می دونه چی زبره و چی نرمهمی گه به تو همیشه سرده هوا یا گرمهپوست لب و دست و پا می خوان سلامت باشیمواظبن همیشه تو خوب و راحت باشی
-
1:37جناب شیر می لرزهسنجاب ازش می پرسهشیر به این بزرگیاز زنبورا می ترسهزبل با این قیافهراس راسی خنده دارهمی خواد کدو بترسهگریه شو دربیارهدادا فرار نکن نهانگار صدامو نشنیداین که فقط یه رعدهشجاع باشین همیشهمثل بوبو بخندیناز چیزی و از کسیهی الکی نترسین
-
1:21دکتر می گه جناب شیرچرا به من گوش نمی دی؟شیر می گه من بزرگ ترمبه من نگو پاشو ، بشیندادا نشسته اون گوشهتا من اول تاب بخورماینجا که فایده ش بیشترهمن از دادا بزرگ ترمدادا بیا گریه نکنتو هم باید تاب بخوریمن از تو معذرت می خوامیه وقت طنابو نبریکوچیکترا باید بگنسلام سلام بزرگترابیاین کنار هم باشیمدستتونو بدین به مابزرگترا هم می تونندوست کوچیکترا باشنتو قلب مهربونشوندونه ی شادی بپاشن
-
1:27دادا منو بیدار نکنیواش بیا یواش بروبی سروصدابشین یه جامزاحم کسی نشودادا می گه منم تو خوابخرخره ناسور می کنمچیکار کنم با خرخرممردمو رنجور نکنمشیره می گه: سنجاب جونم وقتی که خواب بودم مناگه یه وقت مگس اومدبرو یواش کنار بزنسنجاب می خواد کمک کنهمگس رو اون بپرونهوقتی که شیر بیدار بشهاینو جواب نمی دونه



کاربر مهمان
کاربر مهمان