شعری برای حضرت محمد (ص)؛ پیامبر رحمت و مهربانی.
وقتی از غار آمدی بیرون
قاصد مژدهی خدا بودی
دستهای تو بوی گل میداد
بهترین بندهی خدا بودی
آمدی مثل نور، مثل سحر
مثل روییدن گل خورشید
مثل یک چشمهی زلال و روان
که از آن صدهزار گل رویید
میرسید از فراز غار حرا
دسته دسته، ستارههای قشنگ
مثل باران، شهاب جاری بود
از دل ابرپارههای قشنگ
مثل خورشید فصل تابستان
از نگاه تو نور میبارید
ماه آن شب تمام دنیا را
غرق در نور و روشنی میدید
وقتی از غار آمدی بیرون
قاصد مژدهی خدا بودی
دستهای تو بوی گل میداد
بهترین بندهی خدا بودی
آمدی مثل نور، مثل سحر
مثل روییدن گل خورشید
مثل یک چشمهی زلال و روان
که از آن صدهزار گل رویید
میرسید از فراز غار حرا
دسته دسته، ستارههای قشنگ
مثل باران، شهاب جاری بود
از دل ابرپارههای قشنگ
مثل خورشید فصل تابستان
از نگاه تو نور میبارید
ماه آن شب تمام دنیا را
غرق در نور و روشنی میدید
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

