شب رؤیایی برنامهایه که همزمان از برنامهی کاربردی و پایگاه اینترنتی ایرانصدا و شبکهی تلویزیونی پویا پخش میشه. شما میتونید این برنامه رو از ایرانصدا بشنوید و یا از ساعت 9:30 تا 10 شب در شبکهی پویا ببینید... با شب رؤیایی همراه باشید.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ یه روز خوب برای دوچرخهسواری
«هدی» مشغول دوچرخهسواری بود که «عزیزجون» رو دید. هدی برای شروع دوچرخهسواری، زیر لب «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم» میگفت. عزیزجون از اینکه هدی برای بهتر انجام دادن کارش از خدا کمک میگرفت، او رو تشویق کرد... .
⭕️ هزارپای مهربان
هزارپا کوچولو خیلی مهربان بود. او میخواست دل همه را شاد کند.
هزارپا کوچولو همیشه صبحانهاش را بهموقع میخورد و به مادرش کمک میکرد. او به همه کمک میکرد... .
⭕️ علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
در زمانهای دور، کشتی بزرگی در طوفان غرق شد. مسافران کشتی توی آب افتادن. در میان مسافران، مردی تونست خودش رو به تختهپارهای برسونه و به اون بچسبه. موجها تختهپاره و مسافرش رو به ساحل بردن.
وقتی مرد چشمش رو باز کرد، خودش رو در ساحلی ناشناخته دید. او بدون هدف راه افتاد تا به روستا یا شهری برسه. راه زیادی نرفته بود که از دور خونههایی رو دید. قدمهاش رو تندتر کرد و به دروازهی شهر رسید... .
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رویایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ یه روز خوب برای دوچرخهسواری
«هدی» مشغول دوچرخهسواری بود که «عزیزجون» رو دید. هدی برای شروع دوچرخهسواری، زیر لب «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم» میگفت. عزیزجون از اینکه هدی برای بهتر انجام دادن کارش از خدا کمک میگرفت، او رو تشویق کرد... .
⭕️ هزارپای مهربان
هزارپا کوچولو خیلی مهربان بود. او میخواست دل همه را شاد کند.
هزارپا کوچولو همیشه صبحانهاش را بهموقع میخورد و به مادرش کمک میکرد. او به همه کمک میکرد... .
⭕️ علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
در زمانهای دور، کشتی بزرگی در طوفان غرق شد. مسافران کشتی توی آب افتادن. در میان مسافران، مردی تونست خودش رو به تختهپارهای برسونه و به اون بچسبه. موجها تختهپاره و مسافرش رو به ساحل بردن.
وقتی مرد چشمش رو باز کرد، خودش رو در ساحلی ناشناخته دید. او بدون هدف راه افتاد تا به روستا یا شهری برسه. راه زیادی نرفته بود که از دور خونههایی رو دید. قدمهاش رو تندتر کرد و به دروازهی شهر رسید... .
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رویایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
صداها
-
عنوانزماندریافت
-
38:53



کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان