شب رؤیایی برنامهایه که همزمان از برنامهی کاربردی و پایگاه اینترنتی ایرانصدا و شبکهی تلویزیونی پویا پخش میشه. شما میتونید این برنامه رو از ایرانصدا بشنوید و یا از ساعت 9:30 تا 10 شب در شبکهی پویا ببینید... با شب رؤیایی همراه باشید.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ تیک تاک مهربون
تیکتاک» ساعت خونهی مریم کوچولوست. خونهی تیکتاک بالای تاقچه است. تیکتاک هر روز صبح مریم کوچولو و پدر و مادرش رو بیدار میکنه. یه روز مادربزرگ از شهر دیگهای به خونهی اونا اومد. مادربزرگ برای همه سوغاتی آورده بود... .
⭕️ به جای گریه و بهانه گیری فکر کنیم!
بنیتا و سپنتا دائم برای کارها و مشکلات بهانه میگیرند، فکر نمی کنند و مدام گریه میکنن.
⭕️ کلاهت رو قاضی کن
حکایت کردهاند که مرد بیآزاری بود که ناگهان برایش مشکلی پیش آمد. ماجرا از این قرار بود که روزی در خانهاش نشسته بود که داروغه به سراغ او آمد و گفت: «تو از یک مسافر غریب، هزار سکه گرفتهای و به او پس ندادهای.»
مرد تعجب کرد و گفت: «کدام مرد غریب؟ کدام مسافر؟ کدام سکهها!؟» داروغه گفت: «من این حرفها را نمی فهمم. دو روز دیگر به محکمهی شهر بیا. در آنجا قاضی خواهد گفت که تو بیگناهی یا نه.» داروغه این را گفت و رفت و مرد بیگناه را با دنیایی از ترس و نگرانی تنها گذاشت... .
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ تیک تاک مهربون
تیکتاک» ساعت خونهی مریم کوچولوست. خونهی تیکتاک بالای تاقچه است. تیکتاک هر روز صبح مریم کوچولو و پدر و مادرش رو بیدار میکنه. یه روز مادربزرگ از شهر دیگهای به خونهی اونا اومد. مادربزرگ برای همه سوغاتی آورده بود... .
⭕️ به جای گریه و بهانه گیری فکر کنیم!
بنیتا و سپنتا دائم برای کارها و مشکلات بهانه میگیرند، فکر نمی کنند و مدام گریه میکنن.
⭕️ کلاهت رو قاضی کن
حکایت کردهاند که مرد بیآزاری بود که ناگهان برایش مشکلی پیش آمد. ماجرا از این قرار بود که روزی در خانهاش نشسته بود که داروغه به سراغ او آمد و گفت: «تو از یک مسافر غریب، هزار سکه گرفتهای و به او پس ندادهای.»
مرد تعجب کرد و گفت: «کدام مرد غریب؟ کدام مسافر؟ کدام سکهها!؟» داروغه گفت: «من این حرفها را نمی فهمم. دو روز دیگر به محکمهی شهر بیا. در آنجا قاضی خواهد گفت که تو بیگناهی یا نه.» داروغه این را گفت و رفت و مرد بیگناه را با دنیایی از ترس و نگرانی تنها گذاشت... .
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
صداها
-
عنوانزماندریافت
-
40:08



کاربر مهمان