شب رؤیایی برنامهایه که همزمان از برنامهی کاربردی و پایگاه اینترنتی ایرانصدا و شبکهی تلویزیونی پویا پخش میشه. شما میتونید این برنامه رو از ایرانصدا بشنوید و یا از ساعت 9:30 تا 10 شب در شبکهی پویا ببینید... با شب رؤیایی همراه باشید.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ کسی که همه را دوست دارد
در این قسمت «این پرچم سه رنگ» یاسمین با دیدن برنامهی کودک و حرفهای خانم مجری یه تصمیم بامزه میگیره. یاسمین میخواد یه نامه بنویسه، ولی نمیدونه بین این همه دوستش کدوم رو انتخاب کنه. خیلی کار سختیه و حسابی فکر یاسمین رو مشغول کرده...
⭕️ یک خانهی خوب
خانهی خرس کوچولو وسط جنگل بود.
کرم خاکی، مورچه، جوجهتیغی و موش مهربان، همه با خرسی زندگی میکردند. هرکدام یک جای مخصوص داشتند. روزها گذشت تا آنها یاد گرفتند تا در کارهای خانه به هم کمک کنند... .
⭕️ برای کی دعا کنم؟
مریم کوچولو داشت با عروسکاش بازی میکرد. مادرش چادرش رو سرش کرد و گفت: «مریم جون! پاشو بریم.» مریم گفت: «کجا مادر؟» مادرش گفت: «همون جایی که قول داده بودم و خیلی دوست داری بری.» مریم از جاش پرید و با خوشحالی گفت: «فهمیدم مادر، حرم.» بعدش... .
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ کسی که همه را دوست دارد
در این قسمت «این پرچم سه رنگ» یاسمین با دیدن برنامهی کودک و حرفهای خانم مجری یه تصمیم بامزه میگیره. یاسمین میخواد یه نامه بنویسه، ولی نمیدونه بین این همه دوستش کدوم رو انتخاب کنه. خیلی کار سختیه و حسابی فکر یاسمین رو مشغول کرده...
⭕️ یک خانهی خوب
خانهی خرس کوچولو وسط جنگل بود.
کرم خاکی، مورچه، جوجهتیغی و موش مهربان، همه با خرسی زندگی میکردند. هرکدام یک جای مخصوص داشتند. روزها گذشت تا آنها یاد گرفتند تا در کارهای خانه به هم کمک کنند... .
⭕️ برای کی دعا کنم؟
مریم کوچولو داشت با عروسکاش بازی میکرد. مادرش چادرش رو سرش کرد و گفت: «مریم جون! پاشو بریم.» مریم گفت: «کجا مادر؟» مادرش گفت: «همون جایی که قول داده بودم و خیلی دوست داری بری.» مریم از جاش پرید و با خوشحالی گفت: «فهمیدم مادر، حرم.» بعدش... .
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
صداها
-
عنوانزمان
-
46:02
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

