شب رؤیایی برنامهایه که همزمان از برنامهی کاربردی و پایگاه اینترنتی ایرانصدا و شبکهی تلویزیونی پویا پخش میشه. شما میتونید این برنامه رو از ایرانصدا بشنوید و یا از ساعت 9:30 تا 10 شب در شبکهی پویا ببینید... با شب رؤیایی همراه باشید.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ مسواک بزن همیشه
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود. مسواک کوچولو یه گوشه برای خودش نشسته بود و غصه میخورد. آخه دختر کوچولوی قصه ما اصلا ازش استفاده نمی کرد. اما یه روز دختر کوچولو دندون درد گرفت و متوجه شد که باید از دندوناش مراقبت کنه...
⭕️آدم برفی که دوست داشت فصل بهار را ببیند
علی و امیر، دوستانی بودند که در آخرین روز زمستان آدم برفیِ زیبایی درست کردند. در آخرین شب زمستان ننه سرما به آدم برفی گفت: باید فردا صبح از اینجا برویم تا بهار خانم بتواند به جای ما به اینجا بیاید. اما آدم برفی دوست داشت بهار را ببیند...
⭕️ پرخوری خیلی بده
پسرکوچولو خیلی مودب و مهربان بود اما یک عادت بد داشت. او خیلی پرخور بود. بعد از غذا شیرینی و شکلات می خورد. چند وعده عصرانه می خورد و فقط به فکر خوردن بود. آخر شب ها داد پسر کوچولو به هوا می رفت ... او خیلی چاق شده بود.
⭕️ ننه گلاب و هدیه عید
ننه گلاب خوشبو و مهربان بود. همه ی حیوانانت او را خیلی دوست داشتند. او داستان زیادی داشت. بهار آمده بود و ننه گلاب صندوق قدیمی اش را بیرون آورد تا هدیه ای به دوستانش بدهد ...
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ مسواک بزن همیشه
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود. مسواک کوچولو یه گوشه برای خودش نشسته بود و غصه میخورد. آخه دختر کوچولوی قصه ما اصلا ازش استفاده نمی کرد. اما یه روز دختر کوچولو دندون درد گرفت و متوجه شد که باید از دندوناش مراقبت کنه...
⭕️آدم برفی که دوست داشت فصل بهار را ببیند
علی و امیر، دوستانی بودند که در آخرین روز زمستان آدم برفیِ زیبایی درست کردند. در آخرین شب زمستان ننه سرما به آدم برفی گفت: باید فردا صبح از اینجا برویم تا بهار خانم بتواند به جای ما به اینجا بیاید. اما آدم برفی دوست داشت بهار را ببیند...
⭕️ پرخوری خیلی بده
پسرکوچولو خیلی مودب و مهربان بود اما یک عادت بد داشت. او خیلی پرخور بود. بعد از غذا شیرینی و شکلات می خورد. چند وعده عصرانه می خورد و فقط به فکر خوردن بود. آخر شب ها داد پسر کوچولو به هوا می رفت ... او خیلی چاق شده بود.
⭕️ ننه گلاب و هدیه عید
ننه گلاب خوشبو و مهربان بود. همه ی حیوانانت او را خیلی دوست داشتند. او داستان زیادی داشت. بهار آمده بود و ننه گلاب صندوق قدیمی اش را بیرون آورد تا هدیه ای به دوستانش بدهد ...
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
صداها
-
عنوانزماندریافت
-
56:20



کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان