شب رؤیایی برنامهایه که همزمان از برنامهی کاربردی و پایگاه اینترنتی ایرانصدا و شبکهی تلویزیونی پویا پخش میشه. شما میتونید این برنامه رو از ایرانصدا بشنوید و یا از ساعت 9:30 تا 10 شب در شبکهی پویا ببینید... با شب رؤیایی همراه باشید.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ چرا از خواب بیدار شدم؟
من یه بچهام و یادم رفته بود قبل از خواب یه کاری رو انجام بدم؛ به همین دلیل از خواب بیدار شدم.
⭕️ پرخوری هانیه کوچولو
«هانیه» دختر کوچولویی بود که توی کارهای خونه به مامانش خیلی کمک میکرد. نوروز بود و قرار بود خونوادهی عموی هانیه به خونهشون بیان. زمانی که مهمونا رسیدن، هانیه در پذیرایی کردن به مامانش کمک کرد. هانیه اون روز یه عالمه تخمه خورد... .
⭕️ بیسکوییت سوخته
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود. توی یه آشپزخونه قشنگ کیسه آرد و بیسکوییت مشغول حرف زدن بود. بیسکوییت دوست داشت زودتر پخته بشه تا بذارنش توی ظرف بیسکوییت ها پیش بقیه بیسکوییت ها. اما آرد بهش گفت باید صبر کنه که خوب پخته بشه.
⭕️ توپ راه راه
پدر امید کوچولو توپ تازه ای خریده بود. او دیگر توپ راه راه قدیمی اش را دوست نداشت. توپ راه راه قل خورد و از در حیاط بیرون رفت. او هر جا می رفت همه با او بازی می کردند. توپ دوستان زیادی پیدا کرده بود
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ چرا از خواب بیدار شدم؟
من یه بچهام و یادم رفته بود قبل از خواب یه کاری رو انجام بدم؛ به همین دلیل از خواب بیدار شدم.
⭕️ پرخوری هانیه کوچولو
«هانیه» دختر کوچولویی بود که توی کارهای خونه به مامانش خیلی کمک میکرد. نوروز بود و قرار بود خونوادهی عموی هانیه به خونهشون بیان. زمانی که مهمونا رسیدن، هانیه در پذیرایی کردن به مامانش کمک کرد. هانیه اون روز یه عالمه تخمه خورد... .
⭕️ بیسکوییت سوخته
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود. توی یه آشپزخونه قشنگ کیسه آرد و بیسکوییت مشغول حرف زدن بود. بیسکوییت دوست داشت زودتر پخته بشه تا بذارنش توی ظرف بیسکوییت ها پیش بقیه بیسکوییت ها. اما آرد بهش گفت باید صبر کنه که خوب پخته بشه.
⭕️ توپ راه راه
پدر امید کوچولو توپ تازه ای خریده بود. او دیگر توپ راه راه قدیمی اش را دوست نداشت. توپ راه راه قل خورد و از در حیاط بیرون رفت. او هر جا می رفت همه با او بازی می کردند. توپ دوستان زیادی پیدا کرده بود
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
صداها
-
عنوانزمان
-
55:30



کاربر مهمان
کاربر مهمان