شب رؤیایی برنامهایه که همزمان از برنامهی کاربردی و پایگاه اینترنتی ایرانصدا و شبکهی تلویزیونی پویا پخش میشه. شما میتونید این برنامه رو از ایرانصدا بشنوید و یا از ساعت 9:30 تا 10 شب در شبکهی پویا ببینید... با شب رؤیایی همراه باشید.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ چطور یک دانه جوانه می زند؟
هدی، همراه عزیزجون توی باغ پدربزرگشه. هدی مشغول کاشتن نهال آلبالوست. عزیزجون هم بهش کمک میکنه. قراره که پدربزرگ یه نهال به هرکسی هدیه بده تا توی باغچهی خونهشون بکاره. هدی میخواد بدونه که چطور دونهها، جوانه میزنن.
⭕️ درخت سیب
پسرک هر روز پای درخت سیب می رفت بازی می کرد و سیب می خورد. پسر بزرگ تر شد و کمتر با درخت بازی می کرد. یک روز پسر پیش درخت آمد. او بزرگ تر شده بود اما غمگین بود چون پولی نداشت. درخت سیب هایش را به او داد تا بفروشد ...
⭕️ جنگل بی درخت
روز طبیعت ، نسیم کوچولو با پدر و مادرش راه افتادند برن جنگل! اونا هرسال به همین جنگل میرفتن اما وقتی رسیدن دیدند که ...ای وای! چیزی از جنگل نمونده!
⭕️ روز طبیعت
صبح یک روز خوب بهاری، خرگوش کوچولو با صدای در بیدار شد و دید که سنجاب کوچولو آماده گردش رفتنه و منتظر او ایستاده است. خرگوش حسابی تعجب کرد و به دنبال مادرش رفت تا دلیل این همه سر و صدای آن روز را بفهمد. خرگوش کوچولو فهمید که همه مادرها با هم جمع شدند، و بعد همه حیوانات را دید که همه با هم در حال گردش و تفریح در جنگل هستند. مادرخرگوش کوچولو گفت : "امروز روز طبیعته و همه باید با هم از طبیعت لذت ببرنم و البته باید با هم مراقب طبیعت باشیم".
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ چطور یک دانه جوانه می زند؟
هدی، همراه عزیزجون توی باغ پدربزرگشه. هدی مشغول کاشتن نهال آلبالوست. عزیزجون هم بهش کمک میکنه. قراره که پدربزرگ یه نهال به هرکسی هدیه بده تا توی باغچهی خونهشون بکاره. هدی میخواد بدونه که چطور دونهها، جوانه میزنن.
⭕️ درخت سیب
پسرک هر روز پای درخت سیب می رفت بازی می کرد و سیب می خورد. پسر بزرگ تر شد و کمتر با درخت بازی می کرد. یک روز پسر پیش درخت آمد. او بزرگ تر شده بود اما غمگین بود چون پولی نداشت. درخت سیب هایش را به او داد تا بفروشد ...
⭕️ جنگل بی درخت
روز طبیعت ، نسیم کوچولو با پدر و مادرش راه افتادند برن جنگل! اونا هرسال به همین جنگل میرفتن اما وقتی رسیدن دیدند که ...ای وای! چیزی از جنگل نمونده!
⭕️ روز طبیعت
صبح یک روز خوب بهاری، خرگوش کوچولو با صدای در بیدار شد و دید که سنجاب کوچولو آماده گردش رفتنه و منتظر او ایستاده است. خرگوش حسابی تعجب کرد و به دنبال مادرش رفت تا دلیل این همه سر و صدای آن روز را بفهمد. خرگوش کوچولو فهمید که همه مادرها با هم جمع شدند، و بعد همه حیوانات را دید که همه با هم در حال گردش و تفریح در جنگل هستند. مادرخرگوش کوچولو گفت : "امروز روز طبیعته و همه باید با هم از طبیعت لذت ببرنم و البته باید با هم مراقب طبیعت باشیم".
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
صداها
-
عنوانزمان
-
61:08



کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان