توی یه باغ زیبا هم بوته ی گل بود هم بوتهی خار،اما پروانه نشست روی بوته ی خار...
رویید و رویید
در یک علفزار
یک بوته ی گل
یک بوته ی خار
خورشید تابان
بر هر دو تابید
از نور و گرما
بر هر دو بخشید
این یک گل آورد
آن یک فقط خار
این، مهر پرورد
آن، رنج و آزار
پروانه ای داشت
می گشت و می گشت
آن بوته ها را
میدید در دشت
آمد نشست و
بر بوته ی خار
از خار اخمو
زخمی شد انگار
از بوته ی خار
پروانه پا شد
از بوته ی گل
صد عنچه وا شد
رویید و رویید
در یک علفزار
یک بوته ی گل
یک بوته ی خار
خورشید تابان
بر هر دو تابید
از نور و گرما
بر هر دو بخشید
این یک گل آورد
آن یک فقط خار
این، مهر پرورد
آن، رنج و آزار
پروانه ای داشت
می گشت و می گشت
آن بوته ها را
میدید در دشت
آمد نشست و
بر بوته ی خار
از خار اخمو
زخمی شد انگار
از بوته ی خار
پروانه پا شد
از بوته ی گل
صد عنچه وا شد



کاربر مهمان