کتابِ سعدی بابا خراب شده؛ اما من درستش کردم.
کتاب سعدی بابا
قدیمی بود و ناراحت
کمی هم پاره و کج بود
ورق میخورد با زحمت
بغل کردم کتابش را
برایش شعر هم خواندم
کشیدم شعر سعدی را
به جلد پاره چسباندم
در آخر با کف دستم
چروکش را اتو کردم
در آخر مثل اول شد
چه خوب آن را رفو کردم
کتاب سعدی بابا
قدیمی بود و ناراحت
کمی هم پاره و کج بود
ورق میخورد با زحمت
بغل کردم کتابش را
برایش شعر هم خواندم
کشیدم شعر سعدی را
به جلد پاره چسباندم
در آخر با کف دستم
چروکش را اتو کردم
در آخر مثل اول شد
چه خوب آن را رفو کردم
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

