آخ جونم! صدای پای بابا از راهپله میآد.
آمد صدای پا
از راهپلهها
یعنی که آمده
بابا کنار ما
وقتی به دست او
در باز میشود
یک قصهی قشنگ
آغاز میشود
با آن که خسته است
دستان او پر است
دارد همیشه او
یک ساک پُر به دست
از خندههای او
خوشحال میشوم
تا اوج آسمان
بیبال میروم
بابا به چشم من
خورشید خانه است
چشمان او پُر از
مهر و ترانه است
آمد صدای پا
از راهپلهها
یعنی که آمده
بابا کنار ما
وقتی به دست او
در باز میشود
یک قصهی قشنگ
آغاز میشود
با آن که خسته است
دستان او پر است
دارد همیشه او
یک ساک پُر به دست
از خندههای او
خوشحال میشوم
تا اوج آسمان
بیبال میروم
بابا به چشم من
خورشید خانه است
چشمان او پُر از
مهر و ترانه است
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

