بچهها، بچهها، زمستان!
یک شعر زمستانی بشنویم و حفظ کنیم.
دی آمد و شد
فصل زمستان
فصلی که با آن
برف است و باران
بهمن پس از دی
میآید از راه
شبها بلند است
روز است کوتاه
پایان این فصل
اسفندماه است
همراه هرکس
شال و کلاه است
بازی چه خوب است
در فصل سرما
با برفبازی
شادیم ها ها
در لانهی خود
خوابیده خرگوش
و زندگی را
کرده فراموش
سرد است و دیگر
رفته پرستو
نه سبزه، نه برگ
نه باغ، گل کو؟
اما نرفته
زاغ و کبوتر
گنجشک هم هست
بهبه چه بهتر!
هستند اینها
دور و برِ ما
باید غذا داد
حتما به آنها
مادربزرگم
پیر است و با ماست
همبازی ما
در فصل سرماست
گرم است خانه
با قصههایش
میخوابم آرام
با لایلایش
گرمای خانه
سرمای کوچه
آجیل و خرما
چای و کلوچه
هرکس در این فصل
چشمانتظار است
چون بعد از این فصل
عید و بهار است
یک شعر زمستانی بشنویم و حفظ کنیم.
دی آمد و شد
فصل زمستان
فصلی که با آن
برف است و باران
بهمن پس از دی
میآید از راه
شبها بلند است
روز است کوتاه
پایان این فصل
اسفندماه است
همراه هرکس
شال و کلاه است
بازی چه خوب است
در فصل سرما
با برفبازی
شادیم ها ها
در لانهی خود
خوابیده خرگوش
و زندگی را
کرده فراموش
سرد است و دیگر
رفته پرستو
نه سبزه، نه برگ
نه باغ، گل کو؟
اما نرفته
زاغ و کبوتر
گنجشک هم هست
بهبه چه بهتر!
هستند اینها
دور و برِ ما
باید غذا داد
حتما به آنها
مادربزرگم
پیر است و با ماست
همبازی ما
در فصل سرماست
گرم است خانه
با قصههایش
میخوابم آرام
با لایلایش
گرمای خانه
سرمای کوچه
آجیل و خرما
چای و کلوچه
هرکس در این فصل
چشمانتظار است
چون بعد از این فصل
عید و بهار است
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

