سیمرغ و دستان

سیمرغ و دستان

  • 4 قطعه
  • 32:56 مدت زمان
  • 154 دریافت شده
کارگردان:
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: کودک
سام هیچ فرزندی نداشت و از این بابت غمگین بود.


همسر زال باردار بود. پس از گذشت نه ماه پسری بدنیا آمد زیبا روی چون خورشید گیتی فروز اما تمام موهایش سپید بود وقتی این پسر بدنیا آمد کسی جرات نکرد به سام خبر زاده شدن چنین فرزندی را بدهد.
بالاخره یکی از دایه هایش که از بقیه شجاع تر بود نزد سام رفت و خبر به دنیا آمدن فرزندش را به او داد و گفت : کودکی زیبارو و سیمین تن به دنیا آمد و تنها عیبش سپید بودن مویش است پس ناراحت مشو و ناسپاسی مکن.
سام رفت و فرزندش را دید. کودکی سپیدمو با صورتی سرخ. پس یکسره از جهان ناامید شد و از ترس سرزنش مردم فرزندش را به کوه البرز که سیمرغ در آن لانه داشت برد ...



کنون پر شگفتى یکى داستان

بپیوندم از گفته باستان‏

نگه کن که مر سام را روزگار

چه بازى نمود اى پسر گوش دار

نبود ایچ فرزند مر سام را

دلش بود جوینده کام را

نگارى بد اندر شبستان اوى

ز گلبرگ رخ داشت و ز مشک موى‏

از آن ماهش امّید فرزند بود

که خورشید چهر و برومند بود

ز سام نریمان همو بار داشت

ز بار گران تنش آزار داشت

ز مادر جدا شد بر ان چند روز

نگارى چو خورشید گیتى فروز

کنون پر شگفتى یکى داستان

بپیوندم از گفته باستان‏

نگه کن که مر سام را روزگار

چه بازى نمود اى پسر گوش دار

از ایرانصدا بشنوید

داستان زال زر را بشنوید.

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

5

محتوا و داستان

2

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

دیدگاه خود را بنویسید نقد و نظر

    تا کنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

دسترسی سریع