چشمه ی خورشید

چشمه ی خورشید

  • 2 قطعه
  • 13:58 مدت زمان
  • 49 دریافت شده
کارگردان:
قالب: نمایشی
دسته‌بندی: کتاب گویا
در زمان های قدیم، تاجری با زن و دخترش زندگی می کردند. تاجر از دنیا می رود و دختر و مادر تنها می شوند.

کمی از مال تاجر باقی مانده بود و همسر تاجر هم که فالگیری بلد بود، فال مردم را می گرفت و با پول آن زندگی می کردند.
یک روز فالی برای دخترش گرفت اما خیلی ناراحت شد چون در فال دختر دیده بود که او همسر غلام سیاه می شود.
زن، غلام را راهی سفر کرد و به او گفت که باید به چشمه ی خورشید بروی و از او بپرسی که سرنوشت دختر من چه می شود؟ زن می خواست غلام را از آنجا دور کند چون می خواست جلوی این ازدواج را بگیرد.
غلام هم کمی وسایل برداشت تا بفروشد و خرج سفرش کند. او از شهرهای کوچک و بزرگ عبور کرد.
به هر جا که می رسید انسان یا جانوری را می دید و هر کدام از غلام درخواست می کردند که سرنوشت شان را از چشمه ی خورشید بپرسد ...

از ایرانصدا بشنوید

این داستان اقتباسی از متون قدیمی و کهن است و اشاراتی به فال و فال گیری دارد که باور مردم قدیم را به تصویر می کشد و قطعا در حال حاضر مورد تایید نیست

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

2

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

دیدگاه خود را بنویسید نقد و نظر

    تا کنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

دسترسی سریع