سرنوشتی که نمیشه تغییرش داد

سرنوشتی که نمیشه تغییرش داد

  • 2 قطعه
  • 17:52 مدت زمان
  • 204 دریافت شده
راوی:
قالب: روایی
دسته‌بندی: کتاب گویا
شاهی برای شکار رفت و آهوی خوش خط و خالی را دید و تصمیم گرفت آهو را شکار کند و به همراهانش دستور داد آهو را دوره کنند. اما آهو فرار کرد و شاه تصمیم گرفت خودش برای شکار آهو برود.

پادشاه با اسب تیز پا به دنبال آهو رفت، اما آهو فرار کرد و پادشاه در بیابان تنها ماند. توی بیابان پادشاه چوپانی دید و با او به ده چوپان رفت. کدخدا به پادشاه جا و غذا داد. نیمه های شب پادشاه مرد سفید پوشی را دید و به گمان اینکه دزد است از اتاق بیرون آمد، اما مرد فرشته ایی بود که پیشانی و سرنوشت آدم ها را می نوشت.
سواران رد اسب پادشاه را گرفتند و به دنبال او آمدند. پادشاه پسر کدخدا را که همان شب به دنیا آمده بود به هزار سکه خرید.

نمایش"سرنوشتی که نمیشه تغییرش داد" در واحد نمایش صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تهیه و تولید شده است.

از ایرانصدا بشنوید

این داستان برای بچه های سالهای ابتدایی دبستان مناسب است

امتیاز

کیفیت هنری و اجرای صداپیشگان

4

محتوا و داستان

2

فصل ها

مشخصات کتاب گویا

سایر مشخصات

دیدگاه خود را بنویسید نقد و نظر

    تا کنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

دسترسی سریع