خاله سوسکه

  • 1 قطعه
  • 12:09 مدت زمان
  • 2056 دریافت شده
روزی روزگاری خاله سوسکه ای بود که هر روز خانه اش را آب و جارو می کرد. یک روز سکه ای پیدا کرد و برای خرید یک سِری وسیله به بازارچه رفت. سر راه باغبانی او را دید و از خاله سوسکه پرسید که کجا می رود....
قصه «خاله سوسکه» از داستان های قدیمی ایرانی است.

صداها

اطلاعات تکمیلی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    خیلی خوب بود
  • کاربر مهمان
    عالی عالی بود 😍
  • کاربر مهمان
    عالی من عاشقش شدم خیلی قشنگ بود 😍😊😍
  • کاربر مهمان
    اونجاش که خاله سوسکه میگه پام میشکنه خیلی خنده دار بود
  • کاربر مهمان
    عالی بود
  • کاربر مهمان
    اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود. ۸ساعت گودادم
  • کاربر مهمان
    عالی
  • کاربر مهمان
    عالی بود♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
  • کاربر مهمان
    عالی عالی خیلی خیلی خیلی عالی بود ممنون از سازندش
  • کاربر مهمان
    سلام عزیزم خیلی خوب است
  • کاربر مهمان
    عالی
  • کاربر مهمان
    عالی بود 🌹🌹🌹
  • کاربر مهمان
    عالی بود 😍
  • کاربر مهمان
    داستانش همین نبود که من خواندم😐
  • کاربر مهمان
    از نظر من داستانش به درد بچه ها فقط می خوره 🤭🤭🤭
  • کاربر مهمان
    حوصله سر بر
  • کاربر مهمان
    ماچ🍓🍓🍓🍓🍓🍓🍓
  • کاربر مهمان
    لذت بردم ❤️❤️
  • کاربر مهمان
    این قصه؟واقن زیبایی بود ♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️
  • کاربر مهمان
    عالی بود نمیدونم چی بگم واقعا بی‌نظیر بود 🌹
دسترسی سریع