کیف مادربزرگ

  • 1 قطعه
  • 14:46 مدت زمان
  • 122 دریافت شده
مادربزرگ به خانه ی مهتاب، نوه اش آمده بود. اما مهتاب فقط بازیگوشی می کرد.
اتاق مهتاب خیلی به هم ریخته و شلوغ بود. او می خواست یک کیف که برای مادربزرگ خریده بود را به او بدهد ولی هر چه می گشت پیدا نمی کرد.
چون اتاقش خیلی خیلی به هم ریخته بود و هیچ چیز سر جایش نبود ...

صداها

اطلاعات تکمیلی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

دسترسی سریع