حسادت

  • 1 قطعه
  • 9:14 مدت زمان
  • 43 دریافت شده
یک، دو، سه، زنگ مدرسه... .
توی مدرسه‌ی امید، بچه‌ها از پارسا بد می‌گن؛ مثلاً می‌گن: پارسا که اصلاً بلد نیست این سؤالا رو حل کنه. همیشه غلط می‌نویسه یا خانم، خط پارسا خوب نیست.
خانم معلم هم از بچه‌ها می‌پرسه: چرا درباره‌ی همکلاسی‌تون این‌جوری حرف می‌زنید؟ هرچی که هست الان پارسا باید بیاد پای تخته.
محمدرضا می‌گه: بله دیگه! بازم پارسا! اصلاً خانم می‌خواید دیگه ما سر کلاس نباشیم؟
معلم: چرا؟ من متوجه نمی‌شم. چی شده؟
امیرعلی هم می‌گه: خانم محمدرضا می‌گه چرا همه‌ش پارسا رو برای چیزای مختلف انتخاب می‌کنید؟
خانم معلم متعجبانه می‌پرسه: همه‌ش پارسا رو انتخاب می‌کنم!؟ یعنی چی؟ من از هرکدوم از شما که سؤال می‌‌کنم، توی دفترم یادداشت می‌کنم که حساب و کتابش رو داشته باشم. الانم شما همه‌تون چهار تا پرسش کلاسی داشتید، پارسا 3 تا! برای همین پارسا رو صدا کردم.
آرش می‌گه: خانم شما بیشتر حواستون به پارساست. همه‌ی کارهاتون‌ رو به اون می‌گید.
***
بچه‌ها شما تاحالا شده به کسی حسادت کنید؟
تاحالا شده کسی رو قضاوت کنید؟
بیاین باهم گوش بدیم ببینیم خانم معلم در جواب چی می‌گه.
***
برنامه‌ی «ماجراهای مدرسه‌ی امید» در شبکه‌ی رادیویی ایرانصدا، به تهیه‌کنندگی آتی جان افشان، تولید شده‌است.

صداها

اطلاعات تکمیلی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

دسترسی سریع