ماجرای شتر کوچولو

  • 1 قطعه
  • 14:24 مدت زمان
  • 48 دریافت شده
شتر کوچولو و مادرش توی ظهر بیرون آمده بودند و شتر کوچولو سایه خودش را روی زمین دید تعجب کرد که دوتا کلاه بزرگ روی پشتش برای چیست.
شتر کوچولو دیگه خجالت می کشید که از خانه بیرون برود و حیوانات دیگر او را مسخره کنند. شتر کوچولو یک روز آرام و بی سرو صدا به جنگل رفت و به حیوانات دیگر مثل اسب و بز و گوسفند نگاه کرد و دید که آنخا کوهان ندارند.

داستان"ماجرای شتر کوچولو" با اجرای خانم مریم نشیبا در صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران تهیه و تولید شده است

صداها

اطلاعات تکمیلی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

دسترسی سریع