شب رؤیایی برنامهایه که همزمان از برنامهی کاربردی و پایگاه اینترنتی ایرانصدا و شبکهی تلویزیونی پویا پخش میشه. شما میتونید این برنامه رو از ایرانصدا بشنوید و یا از ساعت 9:30 تا 10 شب در شبکهی پویا ببینید... با شب رؤیایی همراه باشید.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ دندون فیل کوچولو
در یک جنگل سرسبز، خانم فیله با فیل کوچولو زندگی میکردند. فیل کوچولو دوست نداشت مسواک بزند.
یک روز صبح که فیل کوچولو بیدار شد تا مسواک بزند، دنداندرد شدیدی به سراغش امد. فیل کوچولو آه و ناله سر داد و از پدر و مادرش کمک خواست.
⭕️ بیاجازه وسیلهی کسی رو برندار
بنیتا و سپنتا فکر میکنن اشکالی نداره که وسیلهی کسی رو بیاجازه بردارن ... نظر شما چیه؟
⭕️کار از محکمکاری عیب نمیکنه
نصرالدین در باغچهی گوشهی حیاط خانهاش چند ساقهی مو (درخت انگور) را قلمه زد. او چندهفتهای از آنها مراقبت کرد تا جوانه زدند و تبدیل به نهال درخت انگور شدند. نصرالدین که خیلی خوشحال بود و توانسته بود نتیجهی زحمتش را ببیند، از نهالها بهخوبی مراقبت میکرد. او هر روز غروب وقتی که آفتاب غروب میکرد، نهالها را از باغچه خارج میکرد و به انباری خانه میبرد و همهی آنها را به ترتیب میچید و فردا صبح با طلوع خورشید دوباره تکتک نهالها را میآورد و در باغچهی خانهاش میکاشت... .
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ دندون فیل کوچولو
در یک جنگل سرسبز، خانم فیله با فیل کوچولو زندگی میکردند. فیل کوچولو دوست نداشت مسواک بزند.
یک روز صبح که فیل کوچولو بیدار شد تا مسواک بزند، دنداندرد شدیدی به سراغش امد. فیل کوچولو آه و ناله سر داد و از پدر و مادرش کمک خواست.
⭕️ بیاجازه وسیلهی کسی رو برندار
بنیتا و سپنتا فکر میکنن اشکالی نداره که وسیلهی کسی رو بیاجازه بردارن ... نظر شما چیه؟
⭕️کار از محکمکاری عیب نمیکنه
نصرالدین در باغچهی گوشهی حیاط خانهاش چند ساقهی مو (درخت انگور) را قلمه زد. او چندهفتهای از آنها مراقبت کرد تا جوانه زدند و تبدیل به نهال درخت انگور شدند. نصرالدین که خیلی خوشحال بود و توانسته بود نتیجهی زحمتش را ببیند، از نهالها بهخوبی مراقبت میکرد. او هر روز غروب وقتی که آفتاب غروب میکرد، نهالها را از باغچه خارج میکرد و به انباری خانه میبرد و همهی آنها را به ترتیب میچید و فردا صبح با طلوع خورشید دوباره تکتک نهالها را میآورد و در باغچهی خانهاش میکاشت... .
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
صداها
-
عنوانزماندریافت
-
40:43



کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان