شب رؤیایی برنامهایه که همزمان از برنامهی کاربردی و پایگاه اینترنتی ایرانصدا و شبکهی تلویزیونی پویا پخش میشه. شما میتونید این برنامه رو از ایرانصدا بشنوید و یا از ساعت 9:30 تا 10 شب در شبکهی پویا ببینید... با شب رؤیایی همراه باشید.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ مشکل خاله عنکبوته
توی یک جنگل سبز و پر درخت خاله عنکبوت یک خانه محکم و تور توری بافته بود و با آرامش آنجا زندگی می کرد.
خاله عنکبوت یک تار برای پهن کردن لباس هاش تنید و لباس ها را پهن کرد. چند ساعت بعد خاله برای جمع کردن لباس ها آمد. ولی آفتاب رفته بود و خاله عنکبوت به دنبال اینکه چه کسی آفتاب را برده توی جنگل راه افتاد؟
⭕️ مامان می خواهد خانه تکانی کند
نزدیک ظهر بود و خرسی هنوز بیدار نشده بود.
مامان خرسی می خواست خانه تکانی کند. همه ی همسایه ها به کمک مامان خرسی آمده بودند.
خرسی اما دلش می خواست همچنان بخوابد ...
⭕ آقای دکتر
یک حلزون خیلی شکمو مریض شده بود و در خانه اش از شدت دل درد به خود می پیچید. همسایه اش به عیادت او آمد و با دیدن حال او تصمیم گرفت به دنبال دکتر برود و او را به خانه حلزون شکمو بیاورد...
⭕️قصه خاک و گلدون
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود. توی یه گلفروشی زیبا یه گلدون قشنگ یه گوشه نشسته بود که ناگهان صدای خاک رو شنید! گلدون دوست داشت بدونه که قراره از چه گیاهی نگهداری کنه؟ خاک هم بهش گفت چه گیاهایی میتونن توی گلدون رشد کنن...
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ مشکل خاله عنکبوته
توی یک جنگل سبز و پر درخت خاله عنکبوت یک خانه محکم و تور توری بافته بود و با آرامش آنجا زندگی می کرد.
خاله عنکبوت یک تار برای پهن کردن لباس هاش تنید و لباس ها را پهن کرد. چند ساعت بعد خاله برای جمع کردن لباس ها آمد. ولی آفتاب رفته بود و خاله عنکبوت به دنبال اینکه چه کسی آفتاب را برده توی جنگل راه افتاد؟
⭕️ مامان می خواهد خانه تکانی کند
نزدیک ظهر بود و خرسی هنوز بیدار نشده بود.
مامان خرسی می خواست خانه تکانی کند. همه ی همسایه ها به کمک مامان خرسی آمده بودند.
خرسی اما دلش می خواست همچنان بخوابد ...
⭕ آقای دکتر
یک حلزون خیلی شکمو مریض شده بود و در خانه اش از شدت دل درد به خود می پیچید. همسایه اش به عیادت او آمد و با دیدن حال او تصمیم گرفت به دنبال دکتر برود و او را به خانه حلزون شکمو بیاورد...
⭕️قصه خاک و گلدون
یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود. توی یه گلفروشی زیبا یه گلدون قشنگ یه گوشه نشسته بود که ناگهان صدای خاک رو شنید! گلدون دوست داشت بدونه که قراره از چه گیاهی نگهداری کنه؟ خاک هم بهش گفت چه گیاهایی میتونن توی گلدون رشد کنن...
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
صداها
-
عنوانزمان
-
56:34



کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان