مامانم امروز اسفناج خرید و چون خیلی خوب و خوشمزه بود، برای کشاورزان دعای خوب کرد.
برگهاى اسفناج
تازه بود و سبز و تُرد
مادرم از لاى آن
یک دو برگى کند و خورد
گفت: اجرش با خدا
اسفناجش گِل نداشت
قیمتش هم بد نبود
روىهم، مشکل نداشت
حس خوب مادرم
شد نسیمى مهربان
نرم و آهسته وزید
رفت توى آسمان
از دعایش، آسمان
ابر شد، باران گرفت
باغِ سبزىکارها
زیر باران جان گرفت
برگهاى اسفناج
تازه بود و سبز و تُرد
مادرم از لاى آن
یک دو برگى کند و خورد
گفت: اجرش با خدا
اسفناجش گِل نداشت
قیمتش هم بد نبود
روىهم، مشکل نداشت
حس خوب مادرم
شد نسیمى مهربان
نرم و آهسته وزید
رفت توى آسمان
از دعایش، آسمان
ابر شد، باران گرفت
باغِ سبزىکارها
زیر باران جان گرفت
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

