خرس کوچولو می خواست برای مهمانی تولد، لباس بخرد.
خرس کوچولو به هر لباسی می رسید می گفت: اینو می خوام. اونو می خوام.
همیشه بهانه گیری می کرد. مادر و پدر خرس کوچولو واقعا خسته شده بودند ...
خرس کوچولو به هر لباسی می رسید می گفت: اینو می خوام. اونو می خوام.
همیشه بهانه گیری می کرد. مادر و پدر خرس کوچولو واقعا خسته شده بودند ...
صداها
-
عنوانزمان
-
10:18
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان