مثل همیشه پدر
خسته از کار رسید
آمد و بالبخند
به سرم دست کشید
با نگاه گرمی
حال من را پرسید
من به او خندیدم
او سرم را بوسید
ریخت در دامن من
مشتی از یاس سفید
دلم از خوبی او
تند در سینه تپید
با همه خستگی اش
مهربان و خوشروست
مثل همیشه پدر
خسته از کار رسید
آمد و بالبخند
به سرم دست کشید
با نگاه گرمی
حال من را پرسید
من به او خندیدم
او سرم را بوسید
ریخت در دامن من
مشتی از یاس سفید
دلم از خوبی او
تند در سینه تپید
با همه خستگی اش
مهربان و خوشروست
ترانه «هدیه پدر» به خوانندگی سینا نظر.
خسته از کار رسید
آمد و بالبخند
به سرم دست کشید
با نگاه گرمی
حال من را پرسید
من به او خندیدم
او سرم را بوسید
ریخت در دامن من
مشتی از یاس سفید
دلم از خوبی او
تند در سینه تپید
با همه خستگی اش
مهربان و خوشروست
مثل همیشه پدر
خسته از کار رسید
آمد و بالبخند
به سرم دست کشید
با نگاه گرمی
حال من را پرسید
من به او خندیدم
او سرم را بوسید
ریخت در دامن من
مشتی از یاس سفید
دلم از خوبی او
تند در سینه تپید
با همه خستگی اش
مهربان و خوشروست
ترانه «هدیه پدر» به خوانندگی سینا نظر.
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه