پسر کوچولوی قصه ما خیلی دلتنگ باباش شده آخه میدونید اشغالگرا یه دیوار کشیدن و سالهاست که پدرش آن سوی دیوارهاست.
پسر کوچولوی ما، تنها یه یادگاری از پدرش داره، اونم یه سرود هست که پدرش شبا براش زمزمه میکرد. حالا اون سرود رو از روی یک تپه میخونه تا شاید صداش به پدرش برسه.
«لیوه فلسطینا، زنده باد فلسطین.»
پسر کوچولوی ما، تنها یه یادگاری از پدرش داره، اونم یه سرود هست که پدرش شبا براش زمزمه میکرد. حالا اون سرود رو از روی یک تپه میخونه تا شاید صداش به پدرش برسه.
«لیوه فلسطینا، زنده باد فلسطین.»
صداها
-
عنوانزمان
-
9:14
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه