شب رویایی برنامه ایه که هم زمان از اپلیکیشن و سایت ایرانصدا و شبکه تلویزیونی پویا قابل دسترسه. شما می تونید این برنامه رو از ایرانصدا بشنوید و یا از ساعت 9:30 تا 10در شبکه پویا ببینید... با شب رویایی همراه باشید.
کوچولوهای نازنین و دوست داشتنی سلام
براتون یه عالمه قصه و لالایی داریم
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصه ها سفر می کنیم.
همراه شماییم با برنامه شنیدنی «شب رویایی»
*****
⭕️ عید در خانه ی مادربزرگه
چند روز از عید نوروز گذشته بود که پدر نرگس آمد و گفت: فردا همه پیش مادربزرگ می رویم. نرگس، مادر و پدرش خیلی خوشحال بودند. آنها برای دیدن مادربزرگ به سفر رفتند. نرگس دلش می خواست در رستوران غذا بخورد. مادر گفت که خودش غذا آماده کرده است اما نرگس قبول نکرد که نکرد. آنها در رستوران غذا خوردند. اما در راه دلش درد گرفت ..
⭕️ کلید مادربزرگ
مادربزرگ نجلا همیشه یه کلید توی گردنش بود. یه روز نجلا از مادربزرگ پرسید که چرا این کلید همیشه توی گردنش هست ؟ مادربزرگ هم براش توضیح داد که این یه نشونه است، یه یادگاری !
⭕ بخواب مثل ببر
شب بود و وقت خواب اما دختر کوچولو خوابش نمی آمد. مامان و بابا گفتند: باشه. می تونی نخوابی ولی باید مسواک بزنی و لباس خوابت رو بپوشی. دختر کوچولو گفت: آیا همه ی حیوانات می خوابن؟ مامان و بابا درباره ی خوابیدن حیوانات با دختر کوچولو حرف زدن ...
******
ادامه این داستان ها رو می تونید توی این قسمت از برنامه بشنوین پس بیاین با هم بریم سراغ برنامه خودتون، شب رویایی
برنامه «شب رویایی» به تهیه کنندگی آتی جان افشان در شبکه رادیویی ایرانصدا تهیه و تولید شده است
کوچولوهای نازنین و دوست داشتنی سلام
براتون یه عالمه قصه و لالایی داریم
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصه ها سفر می کنیم.
همراه شماییم با برنامه شنیدنی «شب رویایی»
*****
⭕️ عید در خانه ی مادربزرگه
چند روز از عید نوروز گذشته بود که پدر نرگس آمد و گفت: فردا همه پیش مادربزرگ می رویم. نرگس، مادر و پدرش خیلی خوشحال بودند. آنها برای دیدن مادربزرگ به سفر رفتند. نرگس دلش می خواست در رستوران غذا بخورد. مادر گفت که خودش غذا آماده کرده است اما نرگس قبول نکرد که نکرد. آنها در رستوران غذا خوردند. اما در راه دلش درد گرفت ..
⭕️ کلید مادربزرگ
مادربزرگ نجلا همیشه یه کلید توی گردنش بود. یه روز نجلا از مادربزرگ پرسید که چرا این کلید همیشه توی گردنش هست ؟ مادربزرگ هم براش توضیح داد که این یه نشونه است، یه یادگاری !
⭕ بخواب مثل ببر
شب بود و وقت خواب اما دختر کوچولو خوابش نمی آمد. مامان و بابا گفتند: باشه. می تونی نخوابی ولی باید مسواک بزنی و لباس خوابت رو بپوشی. دختر کوچولو گفت: آیا همه ی حیوانات می خوابن؟ مامان و بابا درباره ی خوابیدن حیوانات با دختر کوچولو حرف زدن ...
******
ادامه این داستان ها رو می تونید توی این قسمت از برنامه بشنوین پس بیاین با هم بریم سراغ برنامه خودتون، شب رویایی
برنامه «شب رویایی» به تهیه کنندگی آتی جان افشان در شبکه رادیویی ایرانصدا تهیه و تولید شده است
صداها
-
عنوانزمان
-
42:44
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه