هوا خیلی گرمه. شاپرک تصمیم گرفته روی گلهای بادبزن خالهریزه بشینه.
بادبزنی حصیری
تو دستای خاله بود
تکون تکونش میداد
خودش رو باد میزد زود
شاپرک قشنگی
نشست روی بادبزن
شاخکاشو تکون داد
گفت: «خاله جون، باد نزن
هوای باغچه گرمه
نمیشه رفت رو گلها
بادبزنت گل داره
بذار بشینم اینجا!»
خالهریزه گفت: «بفرما،
بادبزنم مال تو
شاید که روش بیفته
نقش پروبال تو!»
بادبزنی حصیری
تو دستای خاله بود
تکون تکونش میداد
خودش رو باد میزد زود
شاپرک قشنگی
نشست روی بادبزن
شاخکاشو تکون داد
گفت: «خاله جون، باد نزن
هوای باغچه گرمه
نمیشه رفت رو گلها
بادبزنت گل داره
بذار بشینم اینجا!»
خالهریزه گفت: «بفرما،
بادبزنم مال تو
شاید که روش بیفته
نقش پروبال تو!»
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

