بچهها، من به مامانم کمک کردم و با هم نون پختیم. خیلی خوشحالم که به مامانم کمک کردم تا کمتر خسته بشه.
مامان که نان میپخت
دیدم کمی خسته است
او را کمک کردم
با وردنه، با دست
دادم به مامانم
احساس خوشحالی
همراه او پختم
یک نان گردالی
وقتی که عطر نان
پیچید در خانه
بوی کمکهایم
چرخید در خانه
مامان که نان میپخت
دیدم کمی خسته است
او را کمک کردم
با وردنه، با دست
دادم به مامانم
احساس خوشحالی
همراه او پختم
یک نان گردالی
وقتی که عطر نان
پیچید در خانه
بوی کمکهایم
چرخید در خانه
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

