شب رؤیایی برنامهایه که همزمان از برنامهی کاربردی و پایگاه اینترنتی ایرانصدا و شبکهی تلویزیونی پویا پخش میشه. شما میتونید این برنامه رو از ایرانصدا بشنوید و یا از ساعت 9:30 تا 10 شب در شبکهی پویا ببینید... با شب رؤیایی همراه باشید.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ مسجد روستا
مردم روستا مسجد نداشتند.
یک نفر از روستاییان، زمینی را برای ساختن مسجد، به روستاییان هدیه کرد. مردم ده هم همه برای ساختن مسجد کمک کردند.
⭕️ مثل حضرت زینب سلاماللهعلیها
وقتی قرآن خواندن پدربزرگ و مادربزرگ تمام شد، برای بچه ها درباره حضرت زینب صحبت کرد.
پدربزرگ گفت: شبی حضرت علی (ع) در مسجد نشسته بود. مرد فقیری پیش امام آمد و از او کمک خواست.
مرد فقیر گرسنه بود. او از حضرت علی خواست تا به او غذا وقتی قرآن خواندن پدربزرگ و مادربزرگ تمام شد، برای بچه ها درباره حضرت زینب صحبت کرد.
پدربزرگ گفت: شبی حضرت علی (ع) در مسجد نشسته بود. مرد فقیری پیش امام آمد و از او کمک خواست.
مرد فقیر گرسنه بود. او از حضرت علی خواست تا به او غذا بدهد ...
⭕️حضرت زینب سلام الله علیها
حضرت زینب سلام الله علیها از کودکی به امام حسین علیه السلام علاقه و انس خیلی خاصی داشتند. به طوری که حتی وقتی که بزرگ شدند همیشه همراه برادرش بودند و او را هیچ وقت تنها نمی گذاشتند.
بعد از اینکه امام حسین علیه السلام و یارانش در روز عاشورا شهید شدند، زنان و کودکانی که همراه امام حسین علیه السلام بودند به اسیری گرفته شدند. حضرت زینب سلام الله علیها لحظه ای آرام ننشست تا مسؤولیت هایی را که بر دوشش بود، به خوبی انجام دهد. حضرت زینب سلام الله علیها تکیه گاه زنان و کودکان شده بودند. هنگامی که زنان و کودکان نیاز به کمک داشتند تنها پناهشان حضرت زینب سلام الله علیها بود. علاوه بر آن از امام سجاد علیه السلام هم که بیمار بود نگهداری و پرستاری می کردن و به کسانی که عزیزانشان شهیدشده بودند دلداری می دادن و آنها را آرام می کرد...
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ مسجد روستا
مردم روستا مسجد نداشتند.
یک نفر از روستاییان، زمینی را برای ساختن مسجد، به روستاییان هدیه کرد. مردم ده هم همه برای ساختن مسجد کمک کردند.
⭕️ مثل حضرت زینب سلاماللهعلیها
وقتی قرآن خواندن پدربزرگ و مادربزرگ تمام شد، برای بچه ها درباره حضرت زینب صحبت کرد.
پدربزرگ گفت: شبی حضرت علی (ع) در مسجد نشسته بود. مرد فقیری پیش امام آمد و از او کمک خواست.
مرد فقیر گرسنه بود. او از حضرت علی خواست تا به او غذا وقتی قرآن خواندن پدربزرگ و مادربزرگ تمام شد، برای بچه ها درباره حضرت زینب صحبت کرد.
پدربزرگ گفت: شبی حضرت علی (ع) در مسجد نشسته بود. مرد فقیری پیش امام آمد و از او کمک خواست.
مرد فقیر گرسنه بود. او از حضرت علی خواست تا به او غذا بدهد ...
⭕️حضرت زینب سلام الله علیها
حضرت زینب سلام الله علیها از کودکی به امام حسین علیه السلام علاقه و انس خیلی خاصی داشتند. به طوری که حتی وقتی که بزرگ شدند همیشه همراه برادرش بودند و او را هیچ وقت تنها نمی گذاشتند.
بعد از اینکه امام حسین علیه السلام و یارانش در روز عاشورا شهید شدند، زنان و کودکانی که همراه امام حسین علیه السلام بودند به اسیری گرفته شدند. حضرت زینب سلام الله علیها لحظه ای آرام ننشست تا مسؤولیت هایی را که بر دوشش بود، به خوبی انجام دهد. حضرت زینب سلام الله علیها تکیه گاه زنان و کودکان شده بودند. هنگامی که زنان و کودکان نیاز به کمک داشتند تنها پناهشان حضرت زینب سلام الله علیها بود. علاوه بر آن از امام سجاد علیه السلام هم که بیمار بود نگهداری و پرستاری می کردن و به کسانی که عزیزانشان شهیدشده بودند دلداری می دادن و آنها را آرام می کرد...
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
صداها
-
عنوانزمان
-
40:43
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

