صبح شده بود اما پدر امیر کوچولو هنوز سر کار نرفته بود.
مادربزرگ امیر کوچولو مریض شده بود و پدر و مادر امیر باید به خانه ی مادربزرگ می رفتند.
امیر که در خانه مانده بود، دلش برای مادر و پدرش تنگ شده بود ...
مادربزرگ امیر کوچولو مریض شده بود و پدر و مادر امیر باید به خانه ی مادربزرگ می رفتند.
امیر که در خانه مانده بود، دلش برای مادر و پدرش تنگ شده بود ...
صداها
-
عنوانزماندریافت
-
9:01



کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان