دفتر مشق

  • 1 قطعه
  • 15:34 مدت زمان
  • 321 دریافت شده
مدرسه ها باز شده بود و حمید کوچولو ناراحت بود.
مریم و حامی خواهر و برادر حمید هستند.
حامی می داند که آنها باید صبح ها به مدرسه بروند و او تنها بشود. برای همین خیلی ناراحت است ...

صداها

اطلاعات تکمیلی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

  • کاربر مهمان
    سلام خانم نشیبا ممنون که داستان های خوب و زیبا برای ما می گید😊🌹😊🌹😊🌹😊🌹😊
  • کاربر مهمان
    💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐
  • کاربر مهمان
    •°•°•°•°•°•°
  • کاربر مهمان
    داستان خیلی زیبا بود.
  • کاربر مهمان
    خیلی خوب مثل همیشه
  • کاربر مهمان
    قصه خیلی خوبی بود از خانم نشیبا و کادر ایران صدا تشکر می کنم
  • کاربر مهمان
    ⁦(◠‿◕)⁩
  • کاربر مهمان
    سلام خوبید خداروشکر خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی عالی وخوب و زیبابود مرسی فدات برم ممنونم از شما
  • کاربر مهمان
    سلام شما عالی هستین خانم نشیبا 😍
  • کاربر مهمان
    این داستان از همه بهتر بود و آموزنده تر
  • کاربر مهمان
    سلام من برای خواب داداشم میزارم خیلی خوب بود
  • کاربر مهمان
    هنوز نمی دانم چی میشه هنوز گوش ندادم😅
دسترسی سریع