سارا کوچولو قرار بود خونهی خاله شهرزاد بره. مادر سارا کوچولو مشغول دوختن پیراهن سارا کوچولو بود. سارا خیلی خوشحال بود که قراره پیراهن نو بپوشه. اون دلش میخواست روی لباسش یه ستارهی خوشگل بدوزه، ولی پارچهای اضافه نیومده بود... .
کودکان با شنیدن این داستان یاد میگیرن که کمک کردن خیلی خوب و با ارزشه و نباید همه چیز رو برای خودمون بخواهیم.
کودکان با شنیدن این داستان یاد میگیرن که کمک کردن خیلی خوب و با ارزشه و نباید همه چیز رو برای خودمون بخواهیم.
صداها
-
عنوانزمان
-
11:36



کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان