شب رویایی برنامه ایه که هم زمان از اپلیکیشن و سایت ایرانصدا و شبکه تلویزیونی پویا قابل دسترسه. شما می تونید این برنامه رو از ایرانصدا بشنوید و یا از ساعت 9:30 تا 10در شبکه پویا ببینید... با شب رویایی همراه باشید.
کوچولوهای نازنین و دوست داشتنی سلام
براتون یه عالمه قصه و لالایی داریم
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصه ها سفر می کنیم.
همراه شماییم با برنامه شنیدنی «شب رویایی»
**
⭕️ دکتر مهربون
علی کوچولو یک روز که از خواب بیدار شد حس کرد حالش خوب نیست و به مادرش گفت حالم خوب نیست.
علی با مادرش به دکتر رفت و دکتر با مهربانی علی را معاینه کرد و به او دارو داد. علی توی فصل تابستان سرما خورده بود.
⭕ استاد زیرک و شاگرد مغرور
روزی روزگاری کشتی گیری بود که تمام فوت و فن کشتی گیری را بلد بود و از چم و خم این ورزش با ارزش سر در می آورد و خلاصه سری در سرها داشت. این کشتی گیر، غیر قابل پیش بینی بود.
در بین شاگردان پهلوان قصه ی ما شاگردی باهوش و با استعدادی بود که نظر پهلوان رو به خودش جلب کرده بود. پهلوان که از هوش و استعداد این شاگرد آگاه شده بود تلاش کرد تا تمام فوت و فن کشتی را به او یاد بدهد. هر روز که می گذشت شاگرد با اشتیاق به خدمت پهلوان می رسید و پهلوان هم با شور و اشتیاق فنی تازه را به شاگرد یاد می داد.
روزها گذشت تا این که شاگرد، سیصد و پنجاه و نه فن از فنون کشتی گیری را آموخت ...
⭕️ اخمویی که لبخند زد
خرس کوچولو، گوشه کلاس با اخم نشسته بود. خرس کوچولو، تازه به اون جنگل زیبا اومده بود و دوستی نداشت. خانم معلم با لبخندی به خرس کوچولو نگاه کرد، اما خرس کوچولو تو دلش گفت: اما خانم معلم که مثل مادرم نیست.
*******
ادامه این داستان ها رو می تونید توی این قسمت از برنامه بشنوین پس بیاین با هم بریم سراغ برنامه خودتون، شب رویایی
برنامه «شب رویایی» به تهیه کنندگی آتی جان افشان در شبکه رادیویی ایرانصدا تهیه و تولید شده است
کوچولوهای نازنین و دوست داشتنی سلام
براتون یه عالمه قصه و لالایی داریم
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصه ها سفر می کنیم.
همراه شماییم با برنامه شنیدنی «شب رویایی»
**
⭕️ دکتر مهربون
علی کوچولو یک روز که از خواب بیدار شد حس کرد حالش خوب نیست و به مادرش گفت حالم خوب نیست.
علی با مادرش به دکتر رفت و دکتر با مهربانی علی را معاینه کرد و به او دارو داد. علی توی فصل تابستان سرما خورده بود.
⭕ استاد زیرک و شاگرد مغرور
روزی روزگاری کشتی گیری بود که تمام فوت و فن کشتی گیری را بلد بود و از چم و خم این ورزش با ارزش سر در می آورد و خلاصه سری در سرها داشت. این کشتی گیر، غیر قابل پیش بینی بود.
در بین شاگردان پهلوان قصه ی ما شاگردی باهوش و با استعدادی بود که نظر پهلوان رو به خودش جلب کرده بود. پهلوان که از هوش و استعداد این شاگرد آگاه شده بود تلاش کرد تا تمام فوت و فن کشتی را به او یاد بدهد. هر روز که می گذشت شاگرد با اشتیاق به خدمت پهلوان می رسید و پهلوان هم با شور و اشتیاق فنی تازه را به شاگرد یاد می داد.
روزها گذشت تا این که شاگرد، سیصد و پنجاه و نه فن از فنون کشتی گیری را آموخت ...
⭕️ اخمویی که لبخند زد
خرس کوچولو، گوشه کلاس با اخم نشسته بود. خرس کوچولو، تازه به اون جنگل زیبا اومده بود و دوستی نداشت. خانم معلم با لبخندی به خرس کوچولو نگاه کرد، اما خرس کوچولو تو دلش گفت: اما خانم معلم که مثل مادرم نیست.
*******
ادامه این داستان ها رو می تونید توی این قسمت از برنامه بشنوین پس بیاین با هم بریم سراغ برنامه خودتون، شب رویایی
برنامه «شب رویایی» به تهیه کنندگی آتی جان افشان در شبکه رادیویی ایرانصدا تهیه و تولید شده است
صداها
-
عنوانزمان
-
45:25



کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان