شب رؤیایی برنامهایه که همزمان از برنامهی کاربردی و پایگاه اینترنتی ایرانصدا و شبکهی تلویزیونی پویا پخش میشه. شما میتونید این برنامه رو از ایرانصدا بشنوید و یا از ساعت 9:30 تا 10 شب در شبکهی پویا ببینید... با شب رؤیایی همراه باشید.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ بهترین همبازیهای دنیا
سامان پسر کوچولویی بود که با مامان و باباش توی یکی از واحدهای یک آپارتمان ششطبقه زندگی میکرد. سامان هر روز عصر توپ قرمز پلاستیکیاش را برمیداشت و میرفت در حیاط آپارتمان تا با همبازیهای خوبش بازی کنه. سامان و پرهام و مجید سه دوست خوب بودن.
یک روز سامان برای تولدش از والدینش یه رایانهی کوچیک هدیه گرفت؛ و این باعث شد که دیگه دلش نمیخواست با کس دیگهای غیر از رایانهاش بازی کنه... .
⭕️ کمک کردن وحید
توی یک ده خوش آب وهوا و کنار جوی بزرگی، یک خانه زیبا بود که وحید کوچولو و خانواده اش آن جا زندگی می کردند. یک روز که وحید کنار جوی بزرگ آب نشسته بود صدایی را شنید که کمک می خواست. وحید دنبال صاحب صدا گشت و آقای مورچه را با خانواده اش دید که می خواستند به طرف دیگر جوی بروند.
⭕درخت هرچه پربارتر، افتادهتر
روزی در مسجدی، استادی که تازه از سفر دریایی اومده بود، این جمله رو مطرح کرد: «سفر چیزهای مختلفی رو به آدم یاد میده و ما رو با شگفتیهای زیادی آشنا میکنه. من در طول این سفر، با شهرها و حیوانات گوناگونی در مسیرم آشنا شدم.» ناگهان شخصی که تظاهر به دانایی میکرد، گفت: ... .
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رویایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ بهترین همبازیهای دنیا
سامان پسر کوچولویی بود که با مامان و باباش توی یکی از واحدهای یک آپارتمان ششطبقه زندگی میکرد. سامان هر روز عصر توپ قرمز پلاستیکیاش را برمیداشت و میرفت در حیاط آپارتمان تا با همبازیهای خوبش بازی کنه. سامان و پرهام و مجید سه دوست خوب بودن.
یک روز سامان برای تولدش از والدینش یه رایانهی کوچیک هدیه گرفت؛ و این باعث شد که دیگه دلش نمیخواست با کس دیگهای غیر از رایانهاش بازی کنه... .
⭕️ کمک کردن وحید
توی یک ده خوش آب وهوا و کنار جوی بزرگی، یک خانه زیبا بود که وحید کوچولو و خانواده اش آن جا زندگی می کردند. یک روز که وحید کنار جوی بزرگ آب نشسته بود صدایی را شنید که کمک می خواست. وحید دنبال صاحب صدا گشت و آقای مورچه را با خانواده اش دید که می خواستند به طرف دیگر جوی بروند.
⭕درخت هرچه پربارتر، افتادهتر
روزی در مسجدی، استادی که تازه از سفر دریایی اومده بود، این جمله رو مطرح کرد: «سفر چیزهای مختلفی رو به آدم یاد میده و ما رو با شگفتیهای زیادی آشنا میکنه. من در طول این سفر، با شهرها و حیوانات گوناگونی در مسیرم آشنا شدم.» ناگهان شخصی که تظاهر به دانایی میکرد، گفت: ... .
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رویایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
صداها
-
عنوانزمان
-
36:58



کاربر مهمان
کاربر مهمان