مادر (قصه بابا) (سرود بچه های آباده دهه شصت)

  • 1 قطعه
  • 6:51 مدت زمان
  • 200 دریافت شده
مادرم برام قصه بگو دل تنگه تنگه
قصه بابا رو بگو دل تنگه تنگه
مادر مادر مادر مادر
مادر برام قصه بگو مادر برام قصه بگو دل تنگ تنگه
قصه بابا رو بگو دل تنگه تنگه
مادر مادر مادر مادر
مادر برام حرف بزن از ایمونش بگو
مادر برام حرف بزن از پیمونش بگو
مادر تو دونی و خدا از خوبی هاش بگو
از مهربونی و از مهر و وفاش بگو
از جون فشونی و از رزم بابام بگو
مادر مادر مادر مادر
دیشب خواب بابا رو دیدم دوباره
دیشب خواب بابا رو دیدم دوباره
نوری بهشتی دیدم بر چهره داره
وقتی به نزدیک بابا رسیدم
دیدم ملایک به دورش بی شماره
نگاش کردم دلم لرزید ، صداش کردم به روم خندید
بغل واکرد منو بوسید ، لباش خندون چشاش گریون
منو بویید ، منو بوسید
لباش خندون چشاش گریون
منو بویید ، منو بوسید
بابا منو بوسید ، بابا منو بویید
با دیدن اشکم خون در رگش جوشید
بابا منو بوسید ، بابا منو بویید
بابا نوازش کرد بابا سفارش کرد
در جنگ با دشمن ننگه که سازش کرد
بابا نوازش کرد بابا سفارش کرد ، بابا سفارش کرد
مادر مادر مادر مادر
بابا برام یه لاله چید ، منو تو آغوشش کشید
بابا برام یه لاله چید ، منو تو آغوشش کشید
درد دلامو که شنید
حرف حسین وُ پیش کشید :
خونم مگه رنگین تره خون حسینه ؟
جونم مگه شیرین تره جون حسینه ؟
یه جون اگه دادم به راه دین و ایمون
صد جون هزارونش به قربون حسینه
بگو به مادر هرگز نخور غم
حسین و بابا هستند باهم
مادر نخور غم نگیر ماتم
حسین و بابا هستند باهم

آهنگ ها

  • عنوان
    زمان
  • 6:51

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

دسترسی سریع