سه بزغاله

  • 1 قطعه
  • 14:37 مدت زمان
  • 279 دریافت شده
غول گنده حوصله اش سر رفته بود.
غول، رفت و رفت تا به یک مزرعه رسید. سه تا بزغاله در مزرعه بودند.
یکی از بزغاله ها خیلی ترسو بود. از شرشر آب، از سایه ی خودش، از تاریک و شب می ترسید. اما بزبزک اصلا از هیچ چیز نمی ترسید ...

صداها

اطلاعات تکمیلی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

دسترسی سریع