ماه رمضان بود. مریم و نرگس تصمیم گرفتند برای پدر و مادرشان افطاری درست کنند.
مادر، حرف دختر هایش را قبول کرد و اجازه داد آنها افطاری درست کنند.
وقتی پدر از راه رسید، در درست کردن افطاری به دخترها کمک کرد ...
مادر، حرف دختر هایش را قبول کرد و اجازه داد آنها افطاری درست کنند.
وقتی پدر از راه رسید، در درست کردن افطاری به دخترها کمک کرد ...
صداها
-
عنوانزماندریافت
-
11:38
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

