مدرسه ها در باغچه باز شده بودند.
صبح ها صدای خنده و شادی کارتونک و شاپرک در باغچه می پیچید اما کفشدوزک صبح ها می خوابید و دلش نمی خواست بیدار شود.
او می گفت که سرش درد می کند. اما کفشدوزک فقط می ترسید ...
صبح ها صدای خنده و شادی کارتونک و شاپرک در باغچه می پیچید اما کفشدوزک صبح ها می خوابید و دلش نمی خواست بیدار شود.
او می گفت که سرش درد می کند. اما کفشدوزک فقط می ترسید ...
صداها
-
عنوانزماندریافت
-
13:21



کاربر مهمان